عاهد

رونوشتی بر تمدن نوین

عاهد

رونوشتی بر تمدن نوین

مشخصات بلاگ

محسن شهمیرزادی

طبقه بندی موضوعی
بایگانی

گفتم راست میگی شاید نباید برای همه آرزوی مرگ کنیم…

گفت:باریک الله..

گفتم حالا یه سوال…

گفت:بفرما؟

گفت:آرزوی مرگ کردن خیلی بده خصوصا برای آمریکا…
گفتم :چرا ؟
گفت:چون وقتی میگیم مرگ بر آمریکا نه تنها اینکه آمریکا با ما بد میشه و دهنمون سرویس بلکه این از انسانیت هم به دوره…
گفتم:انسانیت؟ آمریکا؟
گفت:آره چون ما نمیگیم مرگ بر دولت آمریکا و استکبار میگیم مرگ بر آمریکا یعنی مرگ بر مردم.

هیچ دیده ای عقل،دل را دایره ای محدود رسم کند  و گویدش: حقی بر تو نیست که جز این باشی…

100904751647

حال آنکه دل با نیشخندی بر لب لجام عقل را در شاهراه معرفت میفشارد و میگوید رو…..
و ولایت-این تنها مسیر یقین و آرامش-نه از جاده ی عقل و استدلال بلکه از بزرگراه وسیع دل که همان حب و بغض است اذن دخول میگیرد
هرچند بهانه جویان توانند ملامتمان کنند که هیچ حرجی نیست…

 

ه مناسب طلایه دار سینما ی ما…

hatamikiya--

یقینا هرکس چیزی را از دریچه ی نگاه خود میبیند و سخت است خود را در میان انوار پنجره های دید دیگران جا داد ، شاید اگر بخاهم ا.ب.ر.ا.ه.ی.م حاتمی کیا را با نگاه خودم وصف کنم چنگ های بدعت گذاری بسمت من نواخته شود .هرچند در تمام این بدعت ها که مصداق اعم و اخصش حاتمی کیاست و بس تردیدی ندارم.

هویت حاتمی کیا در دهه چهلی بودنش نیست.در تهرانی بودن و آذری بودنش نیست حتا در دانشجوی فیلمنامه نویسی بودنش هم نیست.هویت او در “هویت”است ، هویت او بر فراز برج مینو ، دیده بان بودن است ،ازرمان قرمز تا دعوت به گزارش یک جشن است.حاتمی کیا فیلم نساخته تنها زندگینامه ی روحش را نوشته،زندگینامه ی کسی که زندگی اش از جوانی آغاز میشود و جوانی اش در جنگ شروع.جنگ را تمام میکند می آید در شهر .دهه ها میگذرند و فیلم ها نیز…

این متن قراره به صورت بروشور بین ورودی های ۹۲ خوابگاهی دانشگاه تهران پخش بشه البته اگه بودجه اش بیاد که به من ربطی نداره میشه یا نه اینجا میذارم که انشالله به درد دانشجوهای خوابگاهی بخوره…(البته تا حدی متن خودمه و بخش های سانسور شدش تو این نسخه موجود نیست به قولی زبان اصلیه

نوشتن از لیاقت داشتن خیلی سخت است سخت تر از همه چیز….

شاید سخت باشد وصف کنم که چه شد پس از سالها انتظار و دل شکستگی بالاخره جوازش را گرفتم.سخت است ….

میدانید چرا؟

وصال توصیفی ندارد…تمام توصیفات عالم در هجر یار است و تمام عشاق در راه هجر و فراق شاعر شده اند ؛ آنانی که به وصل رسیده اند حالشان نوشتنی نیست دیدنی هم نیست حالشان فقط حس کردنیست

نگاهی اجمالی به حوض نقاشی

13706847_5488460dfadb

برای این فیلم کم می نویسم… چون کم حرف دارد…

فیلم را اگر از سه منظر بنگریم:

فیلمنامه ، کارگردانی ، بازیگری
هرسه حق مطلب را ادا کرده اند … نویسنده ای که با یک طرح به شدت ساده و ابتدایی توانسته چنین فیلمنامه ای را بنویسد باید دستش را بوسید.تعلیق های زیبا و خسته نکننده ، ریتم ملایم و متوازن را نیز باید به این فیلمنامه ی زیبا افزود.


latest-stats-sale-film-cinematic-man-va-ziba


این روز ها بحث کنکور و انتخاب رشته داغ هست. همه ی کنکوری ها چه رتبه های خوبش و چه رتبه های داغون همه دنبال بهترین انتخاب اند

اما چی انتخاب کنیم؟

نگاهی به ضد گلوله20120820113215_2
ضد گلوله را دیدم ، آن هم نه تنهایی،بلکه با خانواده، فیلمی که نوعی پازل اخراجی ها را تکمیل کرده بود،هرچند اخراجی ها خودش پازل تکمیل شده بود،اما نه این قدر برجسته…
اولین چیزی که در فیلم با دیدن مهدی هاشمی به خاطرم رسوخ کرد و تا آخر فیلم همان مد نظرم بود ،حکایت همان فردی بود که در جنگ پیامبر کشته شده بود و همه از شجاعت و او در نبرد و شهادتش میگفتند ،اما پیامبر بر پیکر او نماز هم نخواند ،چون آن فرد برای الاغ سفیدی که درلشگر دشمن بوده میجنگید و لذا قتیل الحمار شده،در حالیکه تمامی اطرافیان از شجاعت او میگفتند.

اگر بر این مبنا جلو برویم تنها جایی که فیلم از آن حکایت منحرف شده،همان کشته شدنش بود که  فکر کنم کارگردان جرات این کار را نداشته،و البته تا حدی هم درست بود ،چون آنقدر برای شهیدانمان کار نکردیم که حال بخواهیم این جنبه اش را نشان دهیم که ممکن بوده افرادی هم کمتر از انگشتان دست  وجود داشته اند که برای هدفی غیر کشور و دین به جبهه رفته اند(گروه اخراجی ها)…
حرکت نویسنده بر این لبه ی تیغ که ممکن بوده هرآن به طرفی سقوط کند بسیار سخت بود،چون قرار نیست مثل دهنمکی آخر فیلم خود را راحت کند و شخصیت منفی را آدم حسابی تحویل مخاطب دهد هرچند در اخراجیهای بعدی معلوم شد آدم شدن حزب اللهی شدن نیست….