برای دانشجویان خوابگاهی
این متن قراره به صورت بروشور بین ورودی های ۹۲ خوابگاهی دانشگاه تهران پخش بشه البته اگه بودجه اش بیاد که به من ربطی نداره میشه یا نه اینجا میذارم که انشالله به درد دانشجوهای خوابگاهی بخوره…(البته تا حدی متن خودمه و بخش های سانسور شدش تو این نسخه موجود نیست به قولی زبان اصلیه
سلام به ورودی های عزیز…
اول بگم که سعی کردیم چیزایی رو براتون بنویسیم که به دردتون بخوره وگرنه مطمئنا نه ما اونقدر بیکاریم ؛ نه اینکه حال و جر و بحث با شما رو دقیقا وسط پل صراط داریم که آقا چرا الکی وقت مارو گرفتی و این حرفا…
پس لطفا همین اول کودک بیش فعال و سمج درونتون رو ساکت کنید و برگه در دستتون رو تیکه پاره نکنین .خواهشا دور هم نندازین.خونده یا نخونده یه جای امنی بذارین که بعدا حتما یادتون بیاد کجا گذاشتین.نه اینکه خدای ناکرده ما خیلی مهم باشیم ها…. نه…
واسه این میگم که بعدا احیانا اگه مشکلی براتون پیش اومد یه یه نیگاهی بهش بندازین.اگه هم انشاءا… مشکلی پیش نیومد بعنوان چرک نویس ؛ تمرین خطاطی ونقاشی که نمیشه ازش استفاده کرد چون ما همه جاشو بجای شما پر کردیم.اما گزینه های خلاقانه دیگه ای هم هست که میتونین ازش استفاده کنین. دیگه نپرسین چی؟همرو که ما نباید بهتون بگیم.خدای ناکرده دانشجوشدین
دوره ی خوش خوشان کوتاه است…
اولی روزهایی که میایین دانشگاه دور و برتون بشدت شلوغه همه بهتون میرسن. قربه الی ا.. هستش هاااا. مدیونین اگه فکر کنین که برای جذب شماست؛ اما این ها عینه میز مدیرکلی سازمان بووووق بوبوق بوق به هیچ کدوم از شما رحم نمیکنه ؛اگه باور نمیکنید یکی دوماه و شایدهم ترم صبر کنید.بهتره بذارین این گرد و غبارها بخوابه بعدا مسیرتون رو انتخاب کنین.اما بالاخره انتخاب کنین و بدانید که دانشجو نباید سیب زمینی باشد.
دوره ی ارتباطات جدید…
ترجیحا سعی کنین در پیدا کردن دوست به شدت احتیاط به خرج بدین و هیمن جوری الکی با یه سلام و چاکرم و حتی یه مهمونی مبسوط هم دوست نمیشه پیدا کرد، دوست اونیه که آدم باشه (چی گفتم(یعنی اینکه آدم منطقی باشه هدفدار بودن اولین شرط آدمیته یادتون نره.-در ضمن ممکنه یکی دیگه سراغتون بیاد – پس دوباره نگم هدفدار بودن نخستین شرط آدمیته.اوکی؟
گروه دوستانتون رو همین اول پیدا کنین هرچند در طول حیات خوابگاهی و دانشجویی کم کم این گروه کشف میکنین اما آشنایی اولیه خیلی بدرد میخوره ؛ برای کشف مجهولاتی که در ذهنتونه و همینطور کاهش اضطراب به هیچ وجه گزینه های تنهایی و غرور کاربرد نداره
البته یک نکته هم بگم از اونجایی که شما اولین باره که مختلط بودن رو تجربه میکنید. یه ذره با جنبه-غیرت- باشید کم کم متوجه خواهید شد که همچین خبری هم نیست و تحمل جنس مخالف خیلی سخته(البته برا کسی که مریض نباشه)
نکته ی اصلی اینه که دوران دانشجویی دورانیه که نمیتونید آیندتون رو از این دوران مخفی کنید؛بازارکار و به خصوص ازدواج و… همه تحت تاثیرش هستن پس مراقب کارهاتون باشید خصوصا توی این دانشگاه که دانشگاه مادره.
مراقب تغییر مردمک چشماتون باشید….
شما خوابگاهی ها در معرض شدید ترین تغییرات فکری و فرهنگی در جامعه هستین.هم در خوابگاه و هم در دانشگاه. وجود مباحثه معارضه مناظره و همه ی اینها با سایر افراد شک و تردید ها و تغییراتی را در شما به وجود می آره.بحث چیز خوبیه اما همیشه توجه داشته باشین که شبهه انداختن و تردید وارد کردن خیلی راحته و جواب دادنش یه کم کار می بره به قول شاعر کار حضرت فیله. به خصوص کسی که از مغزش خوب مراقبت ککرده و حتا پلاستیک های جلدشو هم بر نداشته. و شبهه صاف رفته تو مخش. پس سعی کنین اگر در مورد چیزی اطلاع ندارین سریع نتیجه گیری نکنین. تحقپیق چیز خوبیه. اینترنت که کار آسون کرده
راستی گفتم اینترنت.وجود اینترنت در خوابگاه و دانشگاه هم معضله هم راه حل…
یک عده هستن انگار هدف خلقتشون همش دانلود کردن و ولگردی تو اینترنته.این افراد به احتمال قوی استعداد بالقوه سیب زمینی بودن هستن که وقتی میان دانشگاه شکوفا میشن (البته بعضی هام این استعداد رو تو دانشگاه تو خودشون کشف می کنن) حواستون باشه که این ولگردی ها و بیکاری ها در آینده بهتون به شدت ضرر میزنه.دوران دانشجویی تنها دورانیه که میتونین باهاش آیندتون رو بسازین.
اما در مورد همون بحث های خوابگاهی که مطمئنا براتون پیش خواهد اومد یادتون باشه که سعی کنید کارتون رو به جدل نکشونین الا جایی که واقعا دارن حق تونو می خورن و باکمال پررویی یه آبم بر روش. همیشه با آرامش رفتار کنین چون قراره حداقل دو ترم با هم باشین
همه چیز درس نیست…
همون عده سیب زمینی هایی که در بالا بهشون اشاره شد در اینجا هم باز پریدن وسط بحث پا برهنه با جوراب های پاره پوره. تا تکون میخوری میگن همه چیز که درس نیست.این یارو اصلا زندگی هم بلده بکنه؟ و از این قبیل حرفهای مجانی.
نکته ای بهتون بگم که خیلی مهمه همه چیز درس نیست درسته هرچند برای درس باید از خیلی چیز ها گذشت اما یادتون باشه که در کنار درس سعی کنین یک مهارت دیگه ای هم یاد بگیرین.گفتم ها… مهارت یاد بگیرین نه اینکه بشینین پای لپ تاپ و گوشی زرت و زرت دانلود کنین.فقط تو دوران دانشجویی میشه مهارت هایی رو یاد گرفت و با همونا به موفقیت رسید.
تبصره: اگه وارد هر کاری شدین(که ربطی هم به درستون نداشت) و اون وقت دیدن درستون لطمه می خوره بکشید کنار که پاپی و مامی ازتون درس می خوان نه چیز دیگه.
اندکی صبر…
حتما خیلی چیزها براتون تو خوابگاه مجهوله و میخواین ازش سر در بیارن واسه این کارتون فقط میشه گفت اندکی صبر…
ترم بالایی ها هم گزینه خوبی هستن بشرطیکه حوصلشونو سر نبرین
آهان راسی ما اینجا تو دانشگاه یه دکتری داریم که از همه دکترا دکترتره و به خصوص اونایی که تو پردیس مرکزی هستن و میرن مسجد دانشگاه بخوای نخوای بهتر می شناسنش که اونم فقط با صبر می تونین بشناسینش.
اینجا لاسوگاس نیست برادر من…
فرمودن اینجا دانشگاه اول ایرانه البته اینو خودتون میدونین اما از دو جهت فرمودن همونا…
اول به لحاظ رتبه علمی و اینا دوم به لحاظ سابقه و این حرفها …
بنده هم مطئن هستم که شما چنین انتظاری ندارین که هرسال بگیرن خوابگاه ۶-۷ طبقه رو بکوبن یکی دیگه جاش سبز کنن تازه اونم با وسایل و امکانات جدید ؛ پس شما مجبورین تو خوابگاه هایی زندگی کنین که جزء آثار باستانی محسوب میشن البته پارسال کلی بودجه اومد و حسابی یهش رسیدن .بنابراین به محض ورود حس غضبناکی نگیردتون که این چه وضعشه مثلا بهترین دانشگاهیم و این حرفا.مسئولین هم تمام تلاششون رو نگیم اکثر تلاششون رو خدا وکیلی میکنن منتهی بودجه کمه و از این حرفا…
باید بسازین با این ها باید با سوسک و ساس و شوفاژ قطع و آب سرد و منظره بعضا داغون و غذاهایی که حتی گربه هم نمی خوردشون (دقیقا منظورم کبابه) و همه چیز بسازین اما این ساژش به این معنی نیست که عامل
امر به معروف:تقدیر از کارهای خوبشون و نشون دادن راه حل
و
نهی از منکر:جلوگیری از کارهای نا مناسب
رو هم برای مسئولین و هم برای رفقاتون رو در نظر نگیرین.
مهمترین حرف:
اینجا خونه مامان نیست:
ممکنه زود رفته باشین تو سایت کوی و خوابگاه سه نفره گرفته باشین.ممکنه هم دیر برین و ۱۰ نفره به پستتون خورده باشه.به هرحال تموم شده و این نکته بارز هست که هرچی بیشتر باشین تعداد تنفس ها وی اونجا و عقاید متفاوت و اصطکاک های اخلاقی بیشتره
اول از همه بدونین که قراره یکسال با هم باشین و تمام تلاشتون بر این باشه که کنار هم با تفاهم زندگی کنین.
شک نکنین اختلافی بین شما پیش خواهد اومد یکی میخواد زود بخوابه یکی میخواد حرف بزنه؛یکی میخواد آهنگ گوش کنه یکی میخواد درس بخونه یکی تازه از حموم اومده سردشه یکی گرمشه میخاد پنجره وا باشه و الی آخر…
این ها راه حل دارد…
اولا اینکه ساعت خوابی معین کنید برای خودتون ؛
سعی کنین اتاق رو محل استراحت بدونین یعنی اینکه خدا هندزفری رو آفریده و انسان کشفش کرده برا گوش دادن به موسیقی ؛ کتابخونه هم برا خوابیدن ساخته نشده مطمئنا کاربرد خاص خودشو داره ؛خوابگاه هم که اسمش روش هست سعی کنین همه چیزو بذارین سر جای خودش ؛ اماچون رعایت قانون صرف برای بعضی ها که بعدا کشفشان میکنید دشواره .کمی گذشت راه حله خوبیه.اگه به حق الناس اعتقاد داشته باشید متوجه خواهید شد که حتا مهتابی هم علاوه بر نور زیادش گرما هم تولید میکنه و آزار میده افراد رو چه برسه صدای انکر الاصوات و اینا…
بدون رعایت قانون ممکنه همه چیز عذاب بشه .اصلا خودتون طرد میشین ؛مشکلات هم نه با غیبت کردن و نقشه کشیدن بلکه با برگزاری یه جلسه کوچولو حل میشه.هیچ کس هم مرض نداره وقتی ببینه عیبی داره و با رفتارش دیگران رو آزار میده اونو تغییر نده
گفتم از تغییرات و دلم شد کباب:
گفتم از تغییرات مطمئنا شما آزادتر یا بهتر بگم ول تر از دوران دبیرستانتون تشریف خواهید داشت به زعم خودتون قادر به انجام هرکاری هستین؛یکی از مهمترینهاش نخوندن نمازه…
اونایی که نمازشون از ترس پدر و مادر بوده و دینداریشون کشکی…خیلی زود یادشون میره که تو این فضای باز چه کاره اند؟ و باید چیکار بکنند و البته یه چند جایی هستش که دوباره همه ی اینا به یادشون میاد یکیش شب امتحانه یکیش مشکل آبروتونه.یاد حدیثی از پیغمبر(ص) افتادم که وجدانا خیلی زیباست ؛می فرماد اگه سه چیز تو انسان نبود هیچوقت سر جلوی خدا فرود نمی آورد ؛ “بیماری” فقر”و”مرگ” با اینکه به این سه مبتلا می شود بازهم چموشی میکند… همین پاک شدن حافظه و آلزایمر رو متاسفانه تو خوابگاه زیاد خواهید دید. سعی کنین در زمره دوستان بی اراده نباشید یک درصد فکر کنید که قراره در آینده پشیمون بشید اونوقت واسه جبرانش (خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل)
یعنی الان شک دارین که یه روز دوست و همکار گرامی عزرائیل بهتر از جان سراغتون میاد؟. البته بعضی هام هستن که تو خوابگاه عزرائیل رو دعوت میکنن و اگه احیانا خودکشی یک آدم ضعیف النفس رو دیدید ناراحت بشید.
حتما سعی کنین با ترم بالایی ها صحبت کنین برای رفع مشکلتون گزینه ی خیلی خوبیه … شاعر میگه آنچه تجربه آموخت بابام نیاموخت
بی مقدمه و بی موخره خدا نگهدار
- ۹۲/۰۷/۱۷